Notice: Function _load_textdomain_just_in_time was called incorrectly. Translation loading for the onecom-wp domain was triggered too early. This is usually an indicator for some code in the plugin or theme running too early. Translations should be loaded at the init action or later. Please see Debugging in WordPress for more information. (This message was added in version 6.7.0.) in /customers/7/e/4/roohsavar.com/httpd.www/fa/wp-includes/functions.php on line 6131 Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /customers/7/e/4/roohsavar.com/httpd.www/fa/wp-includes/functions.php:6131) in /customers/7/e/4/roohsavar.com/httpd.www/fa/wp-content/plugins/onecom-vcache/vcaching.php on line 621 Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /customers/7/e/4/roohsavar.com/httpd.www/fa/wp-includes/functions.php:6131) in /customers/7/e/4/roohsavar.com/httpd.www/fa/wp-content/plugins/onecom-vcache/vcaching.php on line 629 گزارشِ صد سال آدم‌ربایی در زمانه‌ی وبا – روح‌سوار

روح‌سوار

یادداشت‌های روح‌الله شهسوار

گزارشِ صد سال آدم‌ربایی در زمانه‌ی وبا

صدسال تنهایی شاید خلاقانه‌ترین و البته عمیق‌ترین اثر مارکز باشد که همزمان سرشار از جنبه‌های فردی و جمعی و اجتماعی است. علاوه بر یک شاهکار ادبی، باید به این اثر به عنوان تلاشی فلسفی نگاه کرد.
گزارش یک قتل و گزارش یک آدم‌ربایی را باید در دانشکده‌های روزنامه‌نگاری درس بدهند (که در بعضی جاها این کار را می‌کنند.) مارکز در این دو اثر سرمشقی به دنیای روزنامه‌نگاری عرضه کرده که حالا حالاها روزنامه‌نگاران باید از روی آن بنویسند. او آگاهانه در این دو اثر افقی تازه (البته افقی که ممکن بود به فراموشی سپرده شود) پیش روی ادبیات روزنامه‌نگاری قرار می‌دهد.
.
میرحسین موسوی از مردم خواسته بود برای اینکه حال و روز او در دوران حصر را بفهمند، کتاب «گزارش آدم‌ربایی» نوشته‌ی مارکز را بخوانند. این کتاب و توصیف‌هایش از شرایط گروگان‌ها تاثیر عمیقی روی من گذاشت و به نظرم تا پایان حصر میرحسین و رهنورد و کروبی، این تاثیر ادامه خواهد داشت. در این یادداشت تلاش کرده‌ام توضیح بدهم که چرا به عنوان یک هوادار جنبش سبز باید این کتاب را خواند؟
من  «عشق در “زمانه‌ی” وبا» را برای برگردان فارسیِ نام یکی دیگر از شاهکارهای گابریل گارسیا مارکز ترجیح می‌دهم. یعنی ماجرای این رمان در ذهنم اینطور نقش بسته است. بحثِ یک سال و چند سال و زمان نیست. یک زمانه و دوره و دوران است و به نظرم با توجه به ترجمه‌ی اسپانیولی (و فرانسوی که به اسپانیولی نزدیک‌تر است) این معنا به منظور نویسنده نزدیک‌تر باشد. هرچند که  شاید  عشق در «زمان» وبا (ترجمه‌ی بهمن فرزانه) هم مناسب باشد. اما در زبان فارسی، زمان در مقایسه با tiempos (در اسپانیایی) و temps (در فرانسوی) که ریشه‌ای لاتینی دارد و در اسپانیولی و فرانسوی به کار می‌روند، معنای محدودتری دارد.
به هر حال به نظرم این اثر منسجم‌ترین اثر مارکز است. هرچند که برخی از خلاقیت‌های «صد سال تنهایی» را نداشته باشد. اما اینقدر سنگین و دقیق و تاثیرگذار است که کافی است یک بار بخوانی‌اش، آنوقت تا آخر عمر سایه‌ی سنگینش را در زندگی‌ات احساس می‌کنی.
در تمام طول داستان با یکی از شخصیت‌ها همذات‌پنداری پیدا کرده بودم و تا مدتها بعد این شخصیت یقه‌ی مرا گرفته بود. بالاخره یک روز تصمیم گرفتم تصمیمی بگیرم و راه خودم را از راه آن شخصیت جدا کنم و همین کار را هم کردم.
دیروز گابریل گارسیا مارکز، داستان‌نویس و روزنامه‌نگار بزرگ آمریکای لاتین و جهان درگذشت.

 

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *